خرید بک لینک

اصلن قشنگی بارون به قدماے تو بود :( توهمه ےخاطره هام رد پای تو بود!

برچسب: نویسنده: نگار اکبری تاريخ: دوشنبه 7 فروردين 1402 ساعت: 18:17

یه شبایی اصن نگذشت اما ما ازش گذشتیم!... یه شبایی هم بد گذشت...سخت گذشت... یه شبایی داد زدیم اما جز دلمون هیچ کس صدامونو نشنید!... یه شبایی همه چیز بود به جز اونی که باید می بود... یه شبایی هوا عجیب دونفره بود اما همون شبا ما بودیمو تنهاییمون... یه شبایی نفسمون برید از این همه بغض... یه شبایی نفس کم آوردیم اما دوم آوردیم...! یه شبایی فقط زنده بودیم...زندگی نکردیم! یه شبایی زنده هم نبودیم...فقط بودیم!....همین...

برچسب: نویسنده: نگار اکبری تاريخ: يکشنبه 9 بهمن 1401 ساعت: 17:40

زندگیم خلاصه شده تو همین قسمت اهنگ مهدی احمدوند یه وقتا یه جوری بشه حالت که از خودتو دنیا شی بیزار

برچسب: نویسنده: نگار اکبری تاريخ: يکشنبه 9 بهمن 1401 ساعت: 17:40

تولدم که میشود ...نه کسی شهر را از اهنگ های زیبا پر میکند و نه کسی برایم ارزوهای رنگارنگ میکند !شاید اگر پستی به اشتراک نگذارم و هشتگ تولدم مبارک نزنمهیچ کس روز تولدم را بخاطر نخواهد اورد !من همانم که هر سال تولدش یکسال بیشتر از یاد رفته است!زاده ی غمکده ی ماتم سرای هزار و سیصد و تنهایی24 سالگی سلام...به خودم قول دادم که قوی باشممن خودم تنهایی از پس خیلی چیزا برمیام !دختر پاییز ... ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار اکبری تاريخ: يکشنبه 9 بهمن 1401 ساعت: 17:40

عروسک یادگاریتو دارم که خودت درستش کرده بودی .. دانبو .. خیلی خوشکل و دوس داشتنیه خودتم خیلی دوسش داشتی

برچسب: نویسنده: نگار اکبری تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 4:36

خیلی سخت و شدید دلتنگ خاطرات قدیمم . دلتنگ اون روزا دلتنگ تویی که حق با تو بودن رو ندارم ...

برچسب: نویسنده: نگار اکبری تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 4:36

دیروز شنبه ساعتای دو ونیم بعداز ظهر بود فک کنم!!!! که رفتیم سر راه کاروانی که از قم اومدن ... اصن فک نمیکردم ببینمت !!! تو اون هوای سرد و برفی چشمم به در خونتون بود * یهویی پشت سرمو نگا کردم دیدم از ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار اکبری تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 4:36

دیدار من با تو اگه حتی تو خوابم باشه خوبه .. اما اگه باید صبح از این خواب خوش پاشم نمیخوام

برچسب: نویسنده: نگار اکبری تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 4:36

هرجور باشی دوست دارم مجبورم از دستت بدم چون زندگیمی ... با من بسازو دنیامو نسوزون هرجور میتونی بمون یار قدیمی

برچسب: نویسنده: نگار اکبری تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 4:36

در نگاهت، لیلیِ خود پیدا نکردم…♯♫♪ با خجالت، از چشمِ تو! گلایه کردم…♯♫♪ از خود، چه بیخود میکند!…♯♫♪ نگاهِ تو، هِی میبرد… صبرِ مرا…♯♫♪ مجنونتم… ای همنشین!!…♯♫♪ لیلیِ من؛ یک دَم ببین! حال مرا…♯♫♪ از درادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار اکبری تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 4:36

چه آهنگ دیووانه کننده ای آدم میمیره و زنده میشه چقد عاشقانه و با احساس

برچسب: نویسنده: نگار اکبری تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 4:36

نمیدونی چقد سخته از آدمی که دوسش نداری یه تصویر مجازی بسازی شبیه عشقت !! و مجبور بشی از لبخند ماه تا سلام خورشید کنارش بخوابی و !!! میفهمی چی میگم ... شاید الان بتونی درکم کنی که اینهمه سال چی کشیدم

برچسب: نویسنده: نگار اکبری تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 4:29

نبار باروون میدونم دل هوایی میشه واسه اون .. نبار باروون آخه دیدن نداره حاله یه دله داغون .. نبار باروون .. حس و حالِ خوب اون روزامون .. من و عشقت و جاده و بارون .. همون آهنگ همون خیابون و دوباره میخوام .. همه عکسا و خاطره هامون .. دوتا حلقه که نموند برامون .. مثه چشمات و این دله داغونو دوباره میخوام

برچسب: نویسنده: نگار اکبری تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 4:29

برچسب: نویسنده: نگار اکبری تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 4:29

یکی یه جایی صدا زد اسم تورو قلبم رفت منکه مث تو نبودم خیلی چیزا یادم هست ✿●✿ آره من یادمه یه عالمه خاطره ی دوتایی داشتیم ماکه از این حرفا نداشتیم

برچسب: نویسنده: نگار اکبری تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 4:29

صفحه بندی