در نگاهت، لیلیِ خود پیدا نکردم…♯♫♪ با خجالت، از چشمِ تو! گلایه کردم…♯♫♪ از خود، چه بیخود میکند!…♯♫♪ نگاهِ تو، هِی میبرد… صبرِ مرا…♯♫♪ مجنونتم… ای همنشین!!…♯♫♪ لیلیِ من؛ یک دَم ببین! حال مرا…♯♫♪ از دریا نترسانم، که من در قلبِ تو جان میدَهم…♯♫♪ دریا بشی، زیبایِ من! غرقِ نگاهِت میشوَم…♯♫مغرور نشو جانان من! حالا که دِل؛ در دستِ توست…♯♫♪ من که به تو رو میزنم، تنها به شوقِ دیدنِ تو…♯♫♪ { دیوانه… مرا به دست کی سپردی؟!؟!…♯♫♪ دیوانه؛ رفتی مرا با خود نبُردی…♯♫♪ } این عشق شد، زندانِ من…♯♫این درد شد؛ درمانِ من…♯♫♪ رویایِ تو، پایان ندارد!!…♯♫♪ قلبم، بلند پرواز شد…♯♫♪ از چشمِ تو آغاز شد…♯♫♪ ترسی از این طوفان ندارد…………♯♫♪ —–|●♯♩♪♫♬♬♫♪♩♯●|
برچسب:
نویسنده: نگار اکبری